The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

نکاتي در باره اتحاد ها و اولويت ما

مسعود فتحي



در اين واقعيت که سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، از بدو تاسيس آن، جزو نيروهاي خواستار اتحاد در صفوف چپ بوده، شکي نيست. در اين واقعيت هم ترديدي نيست که در اين عرصه ما تاکنون گام چنداني برنداشته ايم و فقط چند مصوبه کلي داريم. اکنون که دوباره بحث وحدت راه افتاده است، بهتر است ببينيم در واقعيت امر در اين مورد چه کاري از عهده ما بر مي آيد و اولويت ما در لحظه کنوني چه بايد باشد؟
سازمان ما خود محصول اتحاد دو سازمان فدائي و سپفخا (شوراي عالي) است. وقتي که تاسيس شد، کارپايه وحدت آن حاصل مباحث بين سه سازمان راه کارگر، فدائي و شوراي عالي بود. اين کارپايه، همان موقع يک برآيند بين اين دوسازمان و راه کارگر بود. نقطه مثبت اين برآيند سمتگيري در جهت ايجاد يک قطب غير ايدئولوژيک و متعهد به دمکراسي در جنبش چپ بود. معيار نزديکي ما اول از همه درک سياسي و غير ايدئولوژيک از برنامه بود. در همان توافقات هم اساس تفاهم بر سر سياست ها بود. برنامه از آسمان ايدئولوژي پائين آمده و پايش را براي گذاشتن بر روي زمين آماده کرده بود. سوسياليسم ديگر تقدير بشريت و نتيجه جبري تاريخ نبود، تلاشي براي گشودن چشم اندازي ديگر براي آينده جامعه و با تاکيد بر انتخاب آزادانه مردم بود... راه کارگر در حين همان مباحث، راه خود را جدا کرد و به نظر من به عقب برگشت. مسيري را در پيش گرفت که ادامه آن بيشتر شدن فاصله بين ما بود.
دلائلي که به وحدت دو جريان و تشکيل اتحاد فدائيان منجر شد، صرفا برنامه اي نبودند. توافقات بر سر يک سري اصول کلي برنامه اي، لازمه اتحاد بود، اما زمينه ساز اصلي اتحاد دروني ما، دستاوردهاي ديگري در بطن هر دو جريان بود که از دو مسير متفاوت، اما هر دو با تجربه اي مشابه به هم رسيده بودند. مهم ترين اشتراک ما درک از تشکيلات و پايبندي مصرانه بر دمکراسي تشکيلاتي و علنيت در همه مسائل مربوط به سياست و تشکيلات بود. در آن بحبوحه که هنوز براي خيلي از نيروهاي چپ، درون و بيرون، دو دنياي متفاوت بودند و در کنار گوش ما داشتن اختلاف در تشکيلات خط قرمز داشت، براي ما اختلاف در همه عرصه ها از سياست تا برنامه، امري طبيعي بود، اتحاد در عمل با تمام اختلافات امري ممکن. سازمان حاکم بر مقدرات فرد نبود، بلکه انتخاب آزادانه افراد بود که به سازمان هويت مي داد.
روشن است که ما تافته جدا بافته اي در جنبش چپ نبوديم، ولي در خانواده چپي که به آن تعلق داشتيم، جزو اولين نيروهائي بوديم که با گذشته ايدئولوژيک و تشکيلات بسته و فرقه اي قطع ارتباط مي کرديم. براي برخي از ما رسيدن به چنين نقطه اي بسيار گران تمام شده بود و چه بسا دردناک تر از آن بوده است که تصور آن مي رود.
تشکيل اتحاد فدائيان خلق عرصه فعاليت مجموعه ما را بمراتب توسعه داد. امکانات عمل مجموعه ما را افزايش داد. ضعف بزرگ ما اين بود که تشکيلات نوپاي ما آمادگي تداوم گام هاي جديدي در مسيري که آغاز کرده بود، نداشت. هنوز در بين ما بخشا انتخاب مسير پيش رو مساله مورد مناقشه و موضوع اختلاف بود. مباحث دومين کنگره بخصوص برخي مصوبات آن نشان داد که ما درک واحدي از اتحاد چپ و نيروهاي چپ نداريم. از آن به بعد هم طرح هاي ما براي اتحاد درون چپ، بيشتر در حوزه آرزو ماندند. نحوه برخورد غير منطقي نسبت به بخشي از نيروهاي چپ در ميان بخشي از اعضاي سازمان ما تا آن جا بود که ممنوعيت رابطه دوجانبه با برخي سازمان ها، از جمله سازمان اکثريت، جزو مصوبات کنگره سازمان ما گشت.
اما از کنگره دوم تا کنون ما مسير کاملا متفاوتي را پشت سر گذاشته ايم.

اولويت ما کدام است؟!
در جمع بندي اي که کميسيون تدارک ارائه کرده است، گفته شده است «به رغم آن که در حال حاضر شکل‌گيري يک اتحاد چپ را در آينده نزديک ممکن نمي دانيم، ولي بر لزوم شکل‌گيري چنين ائتلافي براي ايجاد يک «بلوک چپ» که بتواند راديکاليسم را در سير تحولات آينده ايران، تقويت کرده و زمينه لازم را براي حضور موثر چپ در اين تحولات فراهم کند، تاکيد داريم» در ادامه پيشنهاد مي شود که براي ممکن کردن اين امر: «همکاري‌هاي موردي با سازمانهاي چپ، گفتگو و ديالوگ با سازمانها و فعالين چپ را تشديد کرده و تلاش خود را براي يافتن زمينه‌ي تفاهم بين نيروهاي چپ براي شکل‌گيري يک« بلوک چپ» را افزايش دهيم».
علاوه بر اين، نوع ديگري از رابطه در بين نيروهاي چپ هم تحت عنوان «وحدت» مطرح شده است: «در زمينه وحدت، در چند سال گذشته تمايلاتي در بين بخشي از نيروهاي سياسي چپ و سازمان ما براي غلبه بر پراکندگي و لزوم تلاش در جهت وحدت حزبي شکل گرفته است ... سازمان ضمن توجه به اين امر تلاش خواهد کرد تا براي رفع موانع و پيشبرد بحث در اين زمينه، گفتگوهايي را سازمان دهد.»
مفهوم اين جمع بندي آن است که:
۱) سازمان ما عليرغم آن که شکل گيري يک اتحاد چپ را در آينده نزديک ممکن نمي داند، ولي براي ايجاد يک بلوک چپ تاکيد مي کند. وظيفه اين بلوک، تقويت راديکاليسم در سير تحولات آينده ايران و فراهم کردن زمينه لازم براي حضور موثر چپ در اين تحولات است.
۲) تمايلاتي در بخشي از نيروهاي سياسي چپ و سازمان ما در جهت وحدت حزبي شکل گرفته است. سازمان تلاش خواهد کرد که در اين مورد گفت و گوهائي را سازمان دهد.
در مورد اول يعني «شکل گيري يک ائتلاف چپ از مجموعه سازمانهاي سياسي و فعالين چپ» زمينه تفاهم لازم وجود ندارد و«سه سازمان سياسي چپ يعني ، کومه له، شوراي موقت سوسياليستها و اکثريت، که با ما روابط نزديکي دارند و بر سر بسياري از مسائل سياسي و برنامه‌اي با آنها تفاهم داريم، نمي توانند به دلائل گوناگون در حال حاضردر قالب يک ائتلاف چپ با يکديگر همکاري کنند.» اما برخي از همين سازمان ها آمادگي آن را دارند که وارد پروسه وحدت با سازمان ما بشوند.
فکر مي کنم در اين که ما در ادامه هر دو پروسه ذينفع هستيم، کسي در بين ما ترديدي ندارد. ما بايد روشن کنيم که در دوره آتي حلقه اصلي که ما بايد روي آن نيرو بگذاريم تا به نتيجه برسانيم، کدام است بلوک چپ، يا اتحاد حزبي؟
در اين که چپ ايران با وضعيت فعلي اش، امکان تاثير گذاري در روند تحولات ايران را ندارد، ترديدي وجود ندارد. طبيعي است که در تلاش براي برون رفت از اين وضعيت، راه حل ها هاي مختلفي مي تواند مطرح شود، از جمله تشکيل بلوک چپ. قطعا تشکيل «بلوک چپ» در شرائط فعلي که «زمينه لازم را براي حضور موثر چپ فراهم کند» يک قدم به پيش است. اما پشت اين تشکيل بلوک هم بايد برنامه و نقشه کاري وجود داشته باشد. کجا و براي چه کاري بايد اين بلوک تشکيل شود وچقدر امکان عملي شدن آن وجود دارد؟ گذشته از آن، توضيح ضرورت بلوک چپ، از طريق تقويت «راديکاليسم در سير تحولات آينده ايران» بسيار کلي است و تقليل برنامه چپ به «راديکاليسم» نادرست است. هر راديکاليسمي ضرورتا داراي مهر چپ نيست و اساسا توضيح منطق برنامه اي چپ با راديکاليسم يک نوع بدفهمي است. مي شود چپ بود و اصلا هم راديکال به مفهوم رايج کلمه نبود.
من تشکيل بلوک چپ را يک راه حل موضعي مي دانم و اگر شرائطي براي آن وجود داشت و ما در موقعيتي قرار گرفتيم که ائتلافي از نيروهاي چپ و غير چپ عملي شد، تشکيل چنين بلوکي را با حفظ استقلال تصميم گيري، منطقي مي دانم. اما همانطور که رفقا هم نتيجه گرفته اند، متاسفانه در بين نزديک ترين نيروها به سازمان ما نيز شرائط تشکيل آن فعلا وجود ندارد. در عين حال بلوک چپ نه راه حل دراز مدت ماست و نه راه حلي ريشه اي براي مسائل دراز مدت ما. حل ريشه اي مسائل دامنگير چپ ايران در گرو اتحاد فراگير در درون آن است. چنين اتحاد هائي ضروري و براي پايان دادن به وضعيت فعلي جنبش چپ، غير قابل اجتناب است.

کدام اتحاد؟
مشکل ما سازمان دادن گفت و گو ها و يا پيشقدم شدن در همکاري ها و اقدامات نيست. مشکل کمبود ارزيابي از وضعيت فعلي چپ ايران، تشتت دروني آن و يا نقاط ضعف متعدد ديگر هم نيست. حتي کنکاش در علل آن هم مساله اصلي نيست. اين کار بارها و طي سال هاي گذشته از سوي افراد و جريانات مختلف به انحاء گوناگون صورت گرفته است. مساله اصلي که ما در پيش روي خودمان داريم، اين واقعيت است که نيروهاي چپ ايران عليرغم گستردگي، فاقد ابزار عمل و قدرت تاثير در عرصه سياست ايران بوده و نيروهاي موجود و متشکل آن غير قابل اتکا براي اکثريت بزرگي از فعالين چپ ايران هستند. وظيفه ما به عنوان يک سازمان چپ قبل از همه تلاش براي يافتن راه چاره اي بر اين مشکل و برنامه ريزي براي غلبه بر آن است. به عبارت ديگر، خواست ايجاد يک چپ قابل اتکا، اگر يک شعار صرف نيست، اگر حائز اهميت جدي است، که به نظر من هست، بايد سامان دادن به چنين چپي بمثابه يک برنامه عمل در دستور کار قرار گيرد. راه هاي مختلف رسيدن به آن بررسي و امکان عملي يا غير عملي بودن آن روشن شود. نمي توانيم به اين بسنده کنيم که سر هر کنگره اي فقط چند خطي درباره آن بنويسيم و اعلام کنيم که فعلا گفت و گو ها را سازمان مي دهيم و همکاري ها را تقويت مي کنيم. اگر امکان عمي شدن وجود دارد، بايد در دستور کارمان بگذاريم.
قطعا دعوت به وحدت به طور کلي، غلط نيست. اما کافي هم نيست. سازماندهي کنفرانس هاي وحدت از جريانات مختلف نيز مي تواند تحت شرائطي راه حل تلقي شود. اما نمي تواند راه حل هميشگي باشد. تکرار همه ساله اين قبيل اقدامات، هنري براي هيچ جريان سياسي نيست.
سازمان هائي نظير سازمان ما، در وضعيت فعلي اشان از قدرت عمل و امکانات بسيار محدودي برخوردار هستند و به تنهائي يا حتي در کنار همديگر هم، بدون يک کاسه کردن امکانات تقسيم شده، پراکنده و موجود خود امکان حضور موثر در تحولات آينده ايران و تبديل شدن به نيروي قابل اتکا و ايجاد اعتماد در پايگاه اجتماعي خود نيستند.
ما همواره بايد به امکان سازماندهي وحدت هاي دو جانبه و چند جانبه در صفوف چپ ايران، به عنوان يک راه حل براي خلاصي از اين وضعيت فکر کنيم.

وحدت با که؟
من معتقدم که در لحظه کنوني يک راه براي وحدت در پيش روي سازمان ما وجود دارد. آن هم باز کردن باب گفت و گوي وحدت با سازمان اکثريت و دعوت از نيروهاي ديگر براي پيوستن به اين وحدت است. همکاري ما با دو نيروي ديگر يعني کومه له و شوراي متحده چپ، حداقل امروز، در اين چارچوب نمي گنجد. از سال ها پيش هم ديدن آينده مشترک بين سازمان ما با اکثريت احتياج به درايت خاصي نداشت. من تعجب مي کنم که چرا بايد هنوز فقط به سازماندهي گفت و گو و پيشقدم شدن در همکاري ها بسنده کنيم و با صراحت از امکان سازماندهي آينده مشترک با هم صحبتي نکينم.
ما همين الآن هم با سازمان اکثريت در همه زمينه ها کار مشترک يا مي کنيم و يا مي توانيم بکنيم و اگر نمي کنيم قصور بيشتر از ما و سازمان ماست. به نظر من برخورد به مناسبات بين دو سازمان فقط در محدوده اطلاعيه هاي مشترک با سازمان هاي ديگر، چشم بستن بر واقعيت است. امکان اتحاد بين سازمان ما با اکثريت يک امکان واقعي است و چشم پوشي از آن به هر دليلي يک اشتباه است، اين اتحاد از هر دو طرف جدي گرفته نشده است در مورد سود و زيان اين اتحاد، من فقط يادآور مي شوم که اتحاد بين دو سازماني که اتحاد فدانيان فعلي را بوجود آوردند، شايد ايده آل کسي نبود. از زاويه سود و زيان هم شايد کم نبودند کساني که نفع چنداني در آن نمي ديدند و چه بسا بخشا هم مي توانست درست باشد. ولي در عين حال سازمان جديد نسبت به هر کدام از دو سازمان قبلي قابل اتکاتر و تواناتر بوده و هست. من ترديدي ندارم که اتحاد سازمان ما و سازمان اکثريت ميدان عمل هر دوي ما را بمراتب گسترده تر از آن خواهد ساخت که الان هست. اشتباه محض است که اين اتحاد را بازگشت به عقب و احياي گذشته فدائي تلقي کنيم. کما اين که اتحاد فدائيان خلق هم در زمان خود چنين نبود و در عمل هم با وجود گذشته مشترک، هم خود را بر بناي آينده اي جديد مصروف داشت. اتحاد ما با اکثريت، قدرت عمل سازمان جديد را در جنبش چپ افزايش داده و آن را به نيروئي تاثير گذار در هر تلاشي در درون چپ تبديل خواهد نمود، گذشته مشترک از جمله مصالح ما براي بناي تشکيلاتي در خدمت آينده مشترک است، نه وسيله درجا زدن در گذشته.
قطعا اين نزديکي بسياري را خوش نخواهد آمد. از جمله در درون خود ما هم ممکن است رفقائي در عين پذيرش ضرورت چنين کاري ترجيح دهند، فعلا در مفيد بودن آن ترديد داشته و بر بيشترين همکاري ها بسنده کنند. مي شود درک کرد که سخن گفتن از اتحاد بين دو سازماني که تا به حال حتي يک بيانيه مشترک هم با امضاي دو جانبه نداده اند و هر جا که نامشان کنار هم روي کاغذ آمده است، حتما با حضور يک جريان ديگر بوده است، چندان آسان نيست. ولي هيچ کدام از اين بحث ها دليلي بر ادامه اين فضاي نامساعد نيست. در گذشته سازمان فعلي ما، در جريان وحدت هائي که بخش هاي مختلف آن پشت سر گذاشته اند، از اين بحث ها کم نبوده است.
يکي از کساني که نگراني هايش از طرح وحدت با اکثريت را در قالب طرح سوالاتي مطرح کرده است، رفيق نادر است. سوالات و بخشا توصيه هاي رفيق نادر بيان گوشه اي از واقعيت دروني ما و محيط پيراموني ماست. رفيق نادر از بررسي مباحث منتشر شده به اين نتيجه رسيده است که هدف اين مباحث، «عبارت از ايجاد تشکيلاتي بزرگتر از تشکيلات هاي موجود مي باشد.». رفيق نادر نتيجه گرفته است که: «اين نگاه اولا تجربيات و واقعيات چند ساله گذشته را دست کم براي من توضيح نمي دهد و بعلاوه گمان مي کنم که مي تواند چشم ها را بر کمبودهاي اساسي در زمينه اصول يک استراتژي نوين که مورد نياز است، ببندد» من شخصا در اين که تشکيلاتي بزرگ تر از تشکيلات فعلي، هدف طرح بحث وحدت باشد، ايرادي نمي بينم. جدا از اين که منظور نادر عزيز از اين «تجربيات و واقعيات چند سال گذشته» برايم روشن نيست. همين طور هم معلوم نيست که چرا بايد «تشکيلات بزرگ تر» «چشم ها را بر کمبود هاي اساسي يک استراتژي نوين ببندد» چرا نبايد برعکس، ايجاد تشکيلات بزرگ تر را درخدمت همين استراتژي ديد؟ به تجربه مي توانم بگويم تشکيلات بزرگ هزاران مزيت بر يک تشکيلات کوچک دارد. اين واقعيت را همه ما که زماني از تشکيلاتي بمراتب بزرگ تر از سازمان فعلي و در مقياس توده اي برخوردار بوديم، بهتر از همه مي دانيم.
رفيق نادر سوال کرده است که: «آيا وحدت هاي انجام شده منتهي به اتحاد فدائيان خلق به نتايج مطلوبي انجاميدند؟ اين وحدت ها روند تجزيه و پراکندگي را، در حد مورد انتظار و ممکن معکوس ساختند؟ »
من فکر مي کنم به اين سوال زماني مي توان پاسخ داد که درباره نتايج « وحدت منتهي به اتحاد فدائيان» جمع بندي روشن داشته باشيم که کدام مطلوب و کدام نامطلوب هستند. هر چند از نظر رفيق نادر اطلاعي ندارم، اما من نتايج اين اتحاد و «تشکيلات بزرگ» را در اساس مثبت ارزيابي مي کنم و با شناختي که از رفيق نادر دارم، فکر نمي کنم که او هم غير از اين فکر کند. اتحاد فدائيان خلق نتوانست از دو سازمان تشکيل دهنده اش فراتر برود و از همان اول هم معلوم بود که نخواهد رفت و برنامه اي هم براي اين کار وجود نداشت. ولي خودش تا همين جا با تمام نواقص کار و مشکلات داخلي آن يک پروژه موفق بوده است. اين سازمان با همين تعداد معدود کادر و فعالي که دارد، امروز در مقايسه با بسياري از سازمان هاي ديگر در کنار گوش ما، بمراتب از موقعيت بهتري برخوردار است. اگر در هر تلاشي که در جنبش جهت اتحاد و ائتلاف صورت مي گيرد، خود اين سازمان و يا کادرهاي آن يک پاي ثابت و موثر اين تلاش ها هستند، اين روحيه دستاورد تلاش جمعي ما است. انسان ها وحدت ها را سازمان مي دهند، در عمل از تجربه انجام آن ها مي آموزند، به نقاط ضعف و قوت خود فکر مي کنند و در لحظاتي که شرائط و امکان آن فراهم مي شود، با آمادگي ذهني که دارند، در دامنه بخشيدن بر تجاربشان ترديدي به خود راه نمي دهند. من نمي دانم که اگر ۱۲ سال پيش، فکر مي کرديم که ايجاد تشکيلات بزرگ تر «مي تواند چشمها را بر کمبودهاي اساسي در زمينه اصول يک استراتژي نوين ببندد» امروز کجا بوديم، ولي بطور قطع مي دانم و فکر مي کنم رفيق نادر هم موافق باشد که هيچ کدام از دو سازمان قبلي ما به تنهائي، در بهترين حالت هم، موقعيت سازمان فعلي ما و توانائي هاي سياسي و تشکيلاتي آن را نداشتند.
رفيق نادر مي پرسد که «اگر جمع آتي رفقا فراخواني باشد به تعيين اين مباني و دست ياري دراز کردن بسوي تمامي کساني که در اين راه مي توانند منشا اثري، قدمي يا قلمي گردند؟ آيا وحدتي در سايه چنين تلاشي متفاوت از «تشکيلات بزرگتر» نخواهد بود؟» قطعا اگر در سايه چنين فراخواني وحدتي صورت بگيرد، بسيار هم فراتر از تشکيلات بزرگ تر» خواهد بود. ولي مخاطبين اين فراخوان چه کساني هستند؟ در وهله اول همين ها نيستند که در ارزيابي ما امکان تشکيل يک بلوک هم با آن ها نيست؟ مگر ما از اين فراخوان ها کم داده ايم؟ رفيق نادر عزيز، بفرض که ما همين فراخوان را داديم و بعد از يک دوره بحث، آخر سر دوباره ما مانديم و سازمان اکثريت. آن وقت چه بايد بکنيم؟ چرا اگر فکر مي کنيم که فراخوان لازم و دعوت به وحدت از اين طريق ممکن است، اين فراخوان را مشترکا با همين سازمان و هر سازمان ديگري که تمايل به وحدت با ما دارد، و همصدا با هم ندهيم؟
تشکيلات بزرگ تر، ابزار بمراتب مناسب تري براي چنين فراخوان هائي هست تا تشکيلات کوچک تر. تجربه اکثر ما که بيش از سه دهه است فعاليت سياسي داريم، خود بيانگر اين واقعيت است که در سياست حرف آخر را فقط برنامه هاي خوب نمي زنند، قدرت عمل و توانائي اجراي برنامه ها هست که تعيين کننده است.
امروز وحدت سياسي و تشکيلاتي بين سازمان ما و سازمان اکثريت يک گام ضروري است. اين واقعيت نبايد ناديده گرفته شود. ما بايد وارد مذاکرات مشخص با سازمان اکثريت بشويم.



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration